مطالب این وبلاگ برای آرشیو خود من تهیه شده اما ترجیح دادم آن را برای عموم قابل دسترس کنم شاید شما دوست عزیز هم از این مطالب استفاده کنید.

Friday, February 26, 2010

خلاصه راه و رسم پول درآوردن نوشته برایان تریسی

برای خودتان یک الگو انتخاب کنیدرواشناسان ثابت کرده اند که داشتن الگو برای القای صفات و خصوصیاتی که می خواهید در خودتان ایجاد کنید ضروری است. شخص مورد تحسین خود را به عنوان الگو انتخاب کنید و هر وقت با وضعیت سختی روبرو شدید، از خودتان بپرسید: اگر او الان بجای من بود چه کار می کرد؟ آن وقت می بینید که طرز فکرتان بهتر می شود و سعی می کنید بهترین رفتار را نشان دهید.

متخصص شوید
در مورد رشته کاری تان هرچه می توانید مطالعه کنید و یک متخصص بشوید. دانش و تخصص اعتماد به نفس لازم را به شما می دهد تا کارتان را خوب انجام دهید.

وظیفه اصلی شما در کار
یکی از وظایف اصلی مدیریت حل مشکلات است که 50 درصد وقت مدیر را به خود اختصاص می دهد. بنابراین به جرأت می شود گفت برخورد خلاق و مؤثر با مشکلات عامل تعیین کننده موفقیت شما به عنوان مدیر است. به سختی می شود مدیر کارآمدی پیدا کرد که نتواند مشکلات را با درجه بالایی از اطمینان حل کند و تصمیمات لازم را بگیرد.

انعکاس موفقیت
ما می توانیم در سه زمینه عملکرد این اصل را ببینیم. نخستین زمینه در برخورد با مردمی است که در دنیای بیرونی با انها روبرو می شوید. حالت چهره و رفتار آنها نسبت به شما منعکس کننده دقیق طرز فکر خود شماست. اگر طرز فکر مثبت و خوش بینانه ای نسبت به خودتان داشته باشید، مردم هم بلافاصله به نحوی مثبت و با نشاط عکس العمل نشان می دهند، حتی قبل از اینکه شما دهان باز کنید.

طرز فکرتان را بسنجید
در کتابی به نام «میلیونر فوری» به قلم مارک فیشر، یک میلیونر پیر از پسری که پند او را درباره میلیونر شدن جویا شده می پرسد: «چرا تو تا حالا ثروتمند نشده ای؟"
این سوال مهمی است که باید از خودتان بپرسید و پاسخ شما هرچه باشد اطلاعات زیادی در مورد خودتان به شما می دهد. پاسخ هایتان نشانگر باورهای محدود کننده، شک و تردید ها، ترس ها، بهانه ها و توجیه و تفسیرهای شما خواهد بود.

تمرین عملی
1- تصور کنید وضعیت مالی تان مانند یک شرکت ورشکسته است که مدیریت آن را به شما سپرده اند. بلافاصله همه عملیات مالی را متوقف کنید. همه هزینه های غیر ضروری را حذف کنید. بودجه ای برای هزینه های ثابت و غیر قابل اجتناب ماهیانه معین کنید و تصمیم بگیرید که فعلاً هزینه ها را در همین حد نگه دارید.
هر قلم هزینه را به دقت بررسی کنید، انگار که مربوط به شخص دیگری است. سعس کنید راه هایی برای کاهس یا بهینه سازی هزینه ها پیدا کنید و تصمیم بگیرید طی سه ماه آینده هزینه هایتان را 10 درصد کاهش دهید.

بهترین راهبرد
البته بهترین راهبر، فروش تعداد زیادتر و سود کمتر برای هم قلم کالاست. بزرگ ترین ثروت ها در آمریکا از راه عرضه تعداد زیادی از یک محصول ارزان قیمت در بازاری گسترده به دست آمده است. با این کار وابستگی شما به تعداد معدودی مشتری از بین می رود.

حرکت از معلوم به سوی نامعلوم
من آغاز زندگی حرفه ایم به کلید دیگری برای موفقیت در کارم رسیدم و آن این است: کارتان را در یک رشته شناخته شده آغاز کنید و فقط از محل سودی که از آن به دست می آورید ارائه محصولات و خدمات جدید را آزمایش کنید. بهتر است از همان ابتدا همه سرمایه تان را در یک کار جدید و ناشناخته به خطر نیندازید.

ذهن تان را ایده باران کنید
همه مطالب مرتبط به کارتان را بخوانید، هر فرصت مناسب را بررسی کنید و خود را در معرض همه ایده ها قرار دهید ولی نهایتاً به قضاوت خودتان اعتماد کنید. همه افراد بزرگ در کسب و کار به این دلیل با این مقام رسیدند که به هدایت درونی شان توجه کردند. هدایتی که شما را به اوج خوبی ها رهبری می کند و کسی که به این ندای درون گوش ندهد در معرض گمراهی است.

بازاریابی و فروش
نخستین دلیل مربوط به بازاریابی و فروش است. حدود 48 درصد از شرکت ها به این دلیل ورشکست می شوند که نمی توانند محصولات و خدمات شان را به میزان کافی بفروشند.

هزینه ها را کنترل کنید
دومین دلیل ورشکستگی شرکت ها که 46 درصد موارد را شامل می شود، عدم کنترل درست هزینه هاست. ممکن است آنها فروش خوبی داشته باشند ولی هزینه ها به قدری زیاد است که به هر حال ورشکست می شوند. فروش و بازاریابی به اضافه کنترل هزینه ها هر دو نیازمند تجربه هستند و اگر شما در مورد رسیدن به استقلال مالی جدی هستید، باید این مهارت های لازم را کسب کنید.

کلید اول: در زمینه کاری خودتان جستجو کنید
کلید اول این است که در رشته کاری خودتان به دنبال محصول یا خدمات جدید باشید. ممکن است همین حالا یک ایده یک میلیون دلاری در ذهن داشته باشید. خیلی ها این موضوع را تجربه کرده اند که مرتب ایده هایی برای محصولات و خدمات جدید به ذهن شان خظور می کند ولی آنها را کنار می زنند. گفته می شود هر فرد عادی در سال چهار ایده جدید به ذهنش می رسد که اگر فقط در حین رفت و آمد به محل کارش روی پیاده کردن این ایده ها کار کند، هر کدامش می تواند از او یک میلیونر بسازد. بنابراین در رشته خودتان و در ذهن تان دنبال ایده های جدید باشید.

کلید چهار: باید محصول را بپسندید
چهارمین کلید این است: شما هنگامی موفق به بازاریابی و فروش یک محصول می شوید که خودتان آن محصول را باور داشته باشید، استفاده کنید و حاضر باشید آن را به بهترین دوستان تان نیز توصیه کنید. من بارها به افرادی برخورده ام که یک اشتباه بزرگ مرتکب می شوند، یعنی سعی می کنند محصول یا خدماتی را بفروشند که خودشان نه استفاده می کنند، نه حاضرند بخرند یا به دوستان شان توصیه می کنند ولی فکر کنند دیگران آن رامی خرند. پس فراموش نکنید که باید واقعاً محصول را قبول داشته و کاملاً معتقد باشید که می تواند زندگی یا کار مشتری را ارتقا ببخشد و آن وقت با اشتیاق درباره آن صحبت کنید.

از روش غم زدایی استفاده کنید
اگر الان در موردی نگران هستید، به چهار روش زیر که آن را «غم زدایی» نامیده ایم عمل کنید.

گام اول: وضعیت را به روشنی تعریف کنید
وضعیت نگران کننده را به روشنی تمام روی کاغذ شرح دهید زیرا پنجاه درصد مشکل پس از تعریف آن حل می شود. به یاد داشته باشید «تحلیل دقیق نصف راه است.»

گام دوم: بدترین حالت را مشخص کنید
خوب فکر کنید و ببینید بدترین حالتی که ممکن است پیش بیاید چیست.

گام سوم: بدترین وضعیت را بپذیرید
آماده پذیرفتن این بدترین پیشامد باشید. هنگام روبرویی با هر وضعیت منفی، اولین اقدام، پذیرش آن است. آنگاه ذهن تان آرام می گیرد و می توانید به اقدامات سازنده بپردازید.

گام چهارم: اقدام کنید
هر اقدامی را که فکر می کنید لازم است تا این وضعیت را بهبود بخشید فوراً شروع کنید.

تمرین پیش بینی بحران
نخستین روش برای مقابله با شرایط آشفته «پیش بینی بحران» است: تا جایی که می توانید به آینده بنگرید و از خودتان بپرسید: «بروز چه تغییر یا خطایی می تواند آینده ما را تهدید کند؟»

به بدترین اتفاق ممکن فکر کنید
برای مثال، چه خواهید کرد اگر نرخ بهره ناگهان دو برابر شود، همانطور که قبلاً هم این اتفاق افتاده، یا پرفروش ترین محصول یا خدمات شما دیگر فروش نرود؟ همان طور که اغلب موارد محصولاتی که تکنولوژی بالا دارند و زمانی که تغییرات سریع است این اتفاق می افتد. اگر ناگهان با فوت یکی از مدیریان کلیدی مواجه شوید، یا دفاتر و سوابق شما همه طعمه حریق شود، یا مشتری اصلی و منبع عمده درآمدتان را از دست بدهید جه خواهید کرد؟
پرسیدن سوال هایی از این قبیل فقط بر عهده رهبر است، یعنی کسی که دست یابی به نتایج اصلی به عهده اوست. پیش بینی نکردن بحران ها می تواند شما و دیگران را در معرض ترس، اضطراب و اغتشاش قرار دهد.
دلیل بیشتر ورشکستگی ها این است که در مورد اختصاص سرمایه تصمیم گیری می شود بدون اینکه به «بدترین واقعه ممکن» توجه شده باشد.

هفت مرحله برای تعیین هدف
مرحله اول: ببینید دقیقاً چه می خواهید
پیش از هر چیز باید ببینید دقیقاً از شما چه انتظاری می رود و چه کارهایی را با چه ترتیب و اولویت بندی باید انجام دهید. برای این کار یا باید خودتان تصمیم گیری کنید و یا با رئیس تان صحبت کنید و ببینید از شما چه انتظاراتی می رود. ضمناً وضایف تان را اولویت بندی هم بکنید. واقعاً جای تعجب است که تعداد زیادی از مردم ایم مشاوره اساسی را از ابتدا با مدیرشان انجام نمی دهند و به همین دلیل هر روز از وقت شان را صرف انجام کارهای کم ارزش می کنند.

مرحله دوم: هدف تان را بنویسید
روی کاغذ فکر کنید، یعنی هدف هایتان را بنویسید. وقتی هدف تان را یادداشت می کنید، می توانید آن ببینید و لمس کنید. بر عکس، هدف ننوشته فقط یک آروز یا رؤیاست و نیرویی پشت آن نیست. هدف های نانوشته با ابهام، انحراف و اشتباهات مکرر مواجه می شوند.

مرحله سوم: مراحل رسیدن به هدف تان را زمان بندی کنید
هدفی که زمان بندی نشده باشد ضرورن و فوریتی ندارد و آغاز و پایان آن مشخص نیست. بدون وجود یک برنامه معین و زمان بندی شده که در آن مسئولیت ها به روشنی به افراد واگذار شده باشد و آنها هم انجام آم را قبول کرده باشند مدام در انجام کارها تاهیر به وجود می آید و پیشرفت خیلی ناچیز خواهد بود.

مرحله چهارم: همه فعالیت های لازم برای رسیدن به هدف را لیست کنید
لیستی از فعالیت های لازم برای رسیدن به هدف تهیه و اقدامات جدیدی را که به ذهن تان خطور می کند به آن اضافه کنید تا لیست تکمیل شود. این لیست تصویر مشخصی از هدف را در برابر چشم های شما می گذارد و مسیر را نشان می دهد. به این ترتیب احتمال رسیدن به هدف، به میزان صورتی که تعریف کرده اید و در زمانی که تعیین کرده اید، بسیار افزایش پیدا می کند.

مرحله پنجم: فعالیت ها را اولیت بندی کنید
لیست فعالیت ها را اولیت بندی کنید. با صرف چند دقیقه، اقداماتی را که باید زودتر و یا دیرتر انجام شوند مشخص نمایید. روش مؤثر تر این است که آنها را در داخل مستطیل و دایره بنویسید و با فلش به هم متصل کنید تا به صورت یک الگوریتم قابل مشاهده درآید. دست یابی به هدف با تقسیم آن به فعالیت های جزئی بسیار آسان تر است.
با هدف های نوشته شده و برنامه منظم، کارایی شما نسبت به کسی که هدف هایش فقط ذهنی است خیلی بیشتر خواهد شد.

مرحله ششم: فوراً فعالیت ها را شروع کنید
فوراً یکی از فعالیت ها را شروع کنید، هر کدام که باشد، یک برنامه متوسط که با جدیت دنبال شود خیلی بهتر از یک برنامه عالی است که اجرا نشود. برای رسیدن به هر نوع موفقیتی اجرای فعالیت ها امری ضروری است.

مرحله هفتم: تصمیم بگیرید هر روز اقدامی انجام دهید که شما را به هدف تان نزدیک تر کند
هرگز روزی را بیهوده از دست ندهید. فعالیت های کاری را جزء برنامه روزانه خود قرار دهید. برای مثال هر روز تعداد معینی از صفحات مطلب مهمب را که باید بخوانید مطالعه کنید، یا با تعداد معینی از مشتری ها تماس هاس لازم را بگیری، یا مدت معینی ورزش کنید و یا تعداد معینی از واژه های یک زبان خارجی را که برای هدف تان لازم است یاد بگیرید.پپ

No comments: