سعدی شیراز فاضل و دانشمند، به همراه یکی از شاگرانش در حال قدم زدن در جاده ای بود، که متوجه مردی شد که سعی بر آن دارد تا حیوان چهارپایش را به حرکت در آورد. آما آن حیوان از حرکت خودداری کرده و از جایش تکان نمی خورد، آن مرد شروع به توهین به حیوان کرده و زشت ترین کلمات ممکنه را که می شناخت بکار می برد.
سعدی شیراز می گوید:
- ابله مباش ای مرد، آن حیوان هرگز زبان تو را نخواهد فهمید. بهترین این است که تو آرام شده و زبان او را بیاموزی.
و در حالی که از محل دور می شد، روبه شاگردش کرده و گفت:
- قبل از نزاع با الاغ، خوب درباره صحنه ای که دیدی فکر کن.
Friday, February 26, 2010
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment