مطالب این وبلاگ برای آرشیو خود من تهیه شده اما ترجیح دادم آن را برای عموم قابل دسترس کنم شاید شما دوست عزیز هم از این مطالب استفاده کنید.

Friday, February 26, 2010

تکه نانی که از سمت اشتباهی افتاد

ما همیشه بر این عقیده و باور هستیم که احتمال اشتباه در کارهایمان بسیار زیاد است و گمان می کنیم که قابلیت برخوردار شدن از یک موهبت الهی را نداریم. این داستانی جالب در این زمینه می باشد.

مردی با خیالی آسوده و راحت در حال نوشیدن قهوه صبحانه اش بود که ناگهان تکه نانی که بررویش کره مالیده بود، برروی زمین افتاد. حادثه ای که باعث تعجبش نگردید، اما وقتی به سمت پایین نگاه کرد، متوجه شد که قسمتی که بر روی آن کره مالیده شده بود، به سمت بالا قرار گرفته و چرخیده است. و آن مرد گمان کرد که در حال مشاهده یک معجزه می باشد. هیجان زده و خوشحال این اتفاق روی داده را برای دوستان و آشنایانش تعریف نمود و همه آنها از این بابت شگفت زده شدند، برای اینکه یک تکه نان، هنگامیکه سقوط کرده و بر زمین می افتد، معمولاً و همیشه آن طرفی که بر روی آن کره مالیده شده است به سمت پایین قرار گرفته و همه جا را کثیف می کند.
یکی از دوستانش می گوید:
- شاید شما یک قدیس باشید و در حال دریافت پیام و نشانه ای از سوی خداوند هستید.
این داستان بزودی در تمام آن دهکده پیچید. و همه اهالی با اشتیاق فراوان به بحث و گفتگو می نشستند؛ چطور است که بر خلاف تمام آن چیزهایی که گفته می شده، نان آن مرد به آن شکل بر روی زمین افتاده است؟
و چون هیچکس پاسخ مناسبی برای آن دریافت نیافت، نزد یک استاد که در آن حوالی زندگی می کرد رفته و داستان آن مرد را برایش نقل کردند.
استاد خواهان گذشت یک شب بعنوان فرصتی شد تا به دعا و تفکر و الهامات الهی برای یافتن پاسخ به آن معما گردد. در روز بعد مجدداً همگی نزد استاد رفته و مشتاقانه خواهان دانستن پاسخ وی شدند.
استاد گفت:
- جواب بسیار ساده است. در حقیقت آن تکه نان دقیقاً به سمتی افتاده است که بایستی می افتاد. و این کره بود که به سمت اشتباهی نان مالیده شده است.

No comments: