مطالب این وبلاگ برای آرشیو خود من تهیه شده اما ترجیح دادم آن را برای عموم قابل دسترس کنم شاید شما دوست عزیز هم از این مطالب استفاده کنید.

Saturday, December 12, 2009

ماهی­گیر و تاجر آمریکایی

یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود. در همان موقع یک قایق کوچک ماهیگیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود.

از ماهی­گیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند تا ماهی رو گرفتی؟

ماهی­گیر: مدت خیلی کم.

تاجر: پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی گیرت بیاد؟

ماهی­گیر: چون همین تعداد برای سیر کردن خانواده­ام کافی است.

تاجر: اما بقیه وقتت رو چیکار می­کنی؟

ماهی­گیر: تا دیر وقت می­خوابم. یه کم ماهی­گیری می­کنم. با بچه­ ها بازی می­کنم بعد می­رم توی دهکده و با دوستان شروع می­کنیم به گیتار زدن. خلاصه مشغولیم به این نوع زندگی.

تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و می­تونم کمکت کنم. تو باید بیشتر ماهی­گیری کنی.

اون وقت می­تونی با پولش قایق بزرگتری بخری و با در آمد اون چند تا قایق دیگر هم بعدا اضافه می­کنی. اون وقت یک عالمه قایق برای ماهی­گیری داری.

ماهی­گیر: خوب بعدش چی؟

تاجر: به جای اینکه ماهی­ها رو به واسطه بفروشی اونا رو مستقیما به مشتری­ها می­دی و برای خودت کار و بار درست می­کنی، بعدش کارخونه راه می­اندازی و به تولیداتش نظارت می­کنی و ... این دهکده کوچک رو هم ترک می­کنی و می­روی مکزیکو سیتی، بعد از اون هم لوس آنجلس و از اونجا هم نیویورک... اونجاست که دست به کارهای مهم تری می زنی...

ماهی­گیر: این کار چقدر طول می کشه؟

تاجر: پانزده تا بیست سال.

ماهی­گیر: اما بعدش چی آقا؟

تاجر: بهترین قسمت همینه، در یک موقعیت مناسب که گیر اومد می­ری و سهام شرکت رو به قیمت خیلی بالا می­فروشی، این کار میلیون­ها دلار برات فایده داره.

ماهی­گیر: میلیون­ها دلار، خوب بعدش چی؟

تاجر: اون وقت باز نشسته می­شی، می­ری یه دهکده ساحلی کوچیک، جایی که می­تونی تا دیر وقت بخوابی، یه کم ماهی گیری­کنی، با بچه­هات بازی کنی، بری دهکده و تا دیر وقت با دوستات گیتار بزنی و خوش بگذرونی.

No comments: